به راستی جامعه به کجا میرود؟ در اجتماعی زندگی می کنیم که خشونت و تمامیت خواهی و عدم تحمل و دیگرپذیری و نبود ظرفیت در آن از داخل خانوادهها تا عرصههای عمومی موج میزند. در مواقعی که باید خشم خود را کنترل کنیم نمیتوانیم بر هیجانات آنی خود غلبه کرده و بدترین اعمال را مرتکب میشویم، و یا به جای اینکه خشونت را تقبیح کنیم علنا( و یا حتی با سکوت) تشویق هم میکنیم.
آیا در ایران، این فقط حکومت است که به
خشونت دست می زند و کاسه تحملش به سرعت لبریز میشود؟ میگویند هر حکومتی زیبنده همان ملتی است که بر آن حکم میراند و بر عکس. و البته نمیتوان گفت نقطه شروع خشونت که در حلقه باطل آن گرفتار آمدهایم، کیست و چیست. از آن راننده و مأمور نیروی انتظامی انتظاری نیست که در اوج بحران میخواهد حتی با زیر گرفتن معترضین از صحنه فرار کند؛ ولی وظیفه انسانی ما حکم می کند حتی اگر میبینیم کسی نمیتواند خشم زودگذر و یا دائمی و فروخفته خود را کنترل کند، به او نگاهی شماتت آمیز و تند بکنیم. تصاویر زیر مربوط به بازی روز 25 دیماه میان تیمهای استقلال و تراکتورسازی تبریز است. گویا طرفداران تراکتورسازی کبوتر سفیدی را به رنگ قرمز (رنگ تیم تراکتورسازی) آغشته کرده بودهاند، به نشان بازی دوستانه و صلح آمیز آزاد کرده و به پرواز در می آورند. ولی کبوتر را طرفداران استقلال گیر انداخته و در نهایت به رنگ خون خود کبوتر آغشته میکنند. شاید دو-سه نفر سنگدل او بسیار متعصب و هیجانزده از میان صدها نفر بتوانند چنان اعمال چندشآوری را مرتکب شوند، ولی آنچه زشتتر مینماید، چهرههای دیگر است که با تبسم و خنده اعمال آن دو سه کبوترکش را تایید میکنند.
قبلا به این فکر میکردم در کشور ما که کل باشگاهها تحت نهادهای خاص کنترل شده، و عبارت و صفت "فرهنگی-روزشی" را یدک میکشند به جای ترویج ضد فرهنگ و ضد اخلاق کدام فرهنگ خوبی را نهادینه کرده اند؟ ولی با دیدن این صحنههایی که عکاسان* شکارش کردهاند آدم به این هم مشکوک می شود که با توحش هم فاصلهای داریم یا نه :
* - عکسها از سایت فوتبال ایران
Recent Comments