مدتي قبل خبري با اين عنوان خواندم:
بوسه ٢٠ ثانیه ای با چارلیز ترون(هنرپيشه معروف و زيباي هاليوودي كه اهل آفريقي جنوبي است) ١٤٠ هزار دلار برای کارهای خیریه فروخته شد.
در يك جشن خیریه نوبت فروختن بوسه با چارلیز ترون زیبای آفریقای جنوبی رسید. دو مرد سر بوسه تا ١٣٥ هزار دلار بالا آمدند ولی آخرین لحظه یک زن قیمت را به ١٤٠ هزار دلار بالا برد و اکسیون را برنده شد و روی بونه رفت و هنرپیشه معروف هالیوود را ٢٠ ثانیه بوسید!(لينك خبر / لينك در يوتيوب)
خوب، از ديد ما چنين كارهايي فقط در آمريكا و فرهنگ منحط آنها بدين شكلهاي عجيب و غريب نمود پيدا مي كند و البته از ابتدا هم بنا بر اين است كه پول پرداختي نيز صرف كارهاي خيريه خواهد شد و حالا كسي كه مي خواهد چارليز را به مدت بيست ثانيه ببوسد، بايد چنان مبلغ هنگفتي هم بپردازد. كلا دنياي سرمايه داري و ليبرالي است و دولت هم متولي چنين كارهايي نيست تا بعدا حرف و حديثهايي پيش بيايد كه بگويند فلاني كه چارليز را بوسيد، شايد دولتي بوده و پولش هم از جيب ملت بدبخت رفته
حال مي خواهم به يك مورد ايراني بپردازم كه نه هدف خيريه اي، و نه به ظاهر هم چنان بي شرمي هاي آمريكايي(!) در آن وجود دارد؛ ولي به نظرم رفتار آمريكايي هاي هرچه باشد تظاهري در آنها نيست و بهتر است. و آن مربوط مي شود به نمايشگاه عكس هنرپيشه معروف ايراني يعني هديه تهراني كه در هنر عكاسي برخلاف پيشه اصلي اش يك آماتور محض است. بنا به اخبار هدیه تهرانی هزینه آمادهسازی عکسهای نمایشگاهش را 220 میلیون تومان عنوان کرده و گفته است: «برای تامین این هزینه از سازمان میراث فرهنگی وام گرفتم».(خبرآنلاين)
بنا به نظرسنجي و نظراتي كه در اين صفحه است، گويا از چنين دست و دلبازيهاي دولتي براي ديگر عكاسان با اسم و رسم، خبري نيست:
هر فردی می تواند وارد عرصه هنر عکاسی بشود و پیشرفت تکنولوژیک در این عرصه هم شرایط را برای چنین فضایی فراهم کرده است. شخصا با اعتراض به سینماگران و جلوگیری از ورود آنها به دنیای عکس مخالفم. اما سوال اساسی اینجاست که آیا مسئولین محترم خانه هنرمندان حاضرند چنین فضایی را در اختیار دیگر هنرمندان جوان که آثارشان بارها و بارها از خانم تهرانی برتر است قرار دهند؟ آیا رواست این هنرمندان جوان برای بدست آوردن یک گالری کوچک ماههای متمادی را با نامه نگاری و بوروکراسی اداری پشت سر بگذارند و نهایتا اطاق کوچکی را برای نمایش آثارشان بدست بیاورند؟!
سوالی اساسی تر اینجاست که مسئولین محترم خانه هنرمندان ایران چنین فضایی را بخاطر نام و امضای خانم تهرانی به ایشان ارائه دادند یا کیفیت آثارشان؟!
و اصولا وقتي شخصي به اسم اسفنديار رحيم مشايي، رييس دفتر رياست جمهوري و رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي، براي بازار گرمي يكي از عكسهاي هديه تهراني را به مبلغ سه ميليون و هفتصدهزار تومان هم مي خرد(خبرآنلاين). و احتمالا به همين خاطر مشاهده چنين وضعيتي، خبرنگاران و عكاسان ديگر نه به خاطر حسادت ناشي از ورود يك غير حرفه اي به حيطه عكاسي، بلكه به دليل زير سؤال بردن مداخله ناهنجار و عدم توجه دولت به عكاسان حرفه اي، انتقادات وحشتناكي از كارهاي هديه تهراني مي كنند، طوري كه او در آخر به گريه هم مي افتد.
جهت رعايت انصاف نظرات دوست ديگري را نيز مي آورم:
1- به نظر من عکسها فقط از نظر تكنیکی جالب بودند. شايد اگر نمایشگاه عکس هنرجویان استاد فریدونی بود بهتر بود تا هدیه تهرانی. به هر حال همین اسم کافی است تا حس کنجکاوي آدم تحریک شود كه این خانم بازیگر، در تجربه جدید چگونه عمل كرده!
2- کسی که وارد يك حوزه جدید تجربی می شود باید اعتماد به نفس خيلي بیشتری داشته باشد تا با "چشم گریان" از جلسه بيرون نرود.
3- خانم تهرانی در فیلمهایی که بازی كرده، تصویر دیگري از زن ايراني نشان داد که جای تقدیر زيادي دارد؛ هر چند به همان تعداد مخالفانی هم دارد كه طبيعي است.
4- در مورد پارتی بازی در خانه هنرمندان چیزی نمی دانم. البته نمی دانم جایی وجود دارد که پارتی بازی نداشته باشد. به هر حال بعد از مدتها يك نمایشگاه عکس از هدیه تهرانی (هر چند بی کیفیت) باری به مشکلات هنری كشور اضافه نمیکند!
بعد از جشن 2500 ساله در شیراز، از شهبانو فرح پرسیدند که چرا این همه خرج این جشن شد؟ گفت بعد از 2500 سال پادشاهی در ایران نمی شود یك جشن گرفت؟ می دانم همیشه دولتها خیلی مواقع درست خرج نمي كنند، ولی اینجا ایران است، يك كشور دموكراتيك نیست که به راحتی صدای اعتراض را بشود به مقامات دولتي رساند[و در اصل به همين خاطر كاسه كوزه سر هديه تهراني شكسته كه دولت از او سوء استفاده كرده!].
هدیه تهرانی بازیگر توانایی است كه خیلی از خط قرمزها را در بازیگریش شکسته است. مثلا صحنه پایانی فيلم شوکران، وقتی در حال رانندگی گریه میکند آنقدر طبيعی است که آدم به گریه خودش هم می خنده!! با در نظر گرفتن اینکه بیشتر بازیگران زن مثل نیکی کریمی دوست دارند شات و يا كلوزآپ خوبی از چشم و ابرويشان گرفته بشود، نه اینکه جلوی دوربین با تمام وجود زار بزنند.
Recent Comments