...
دوستم: من هیچ وقت این رسانه ضد ملی رو نگاه نميکنم.
من: البته من هم نگاه نميكنم، ولي بعضي وقتها كه روحيه مازوخيستي پيدا ميکنم(معمولا ساعت هشت و نيم هر شب!) مي خواهم بيست و سي رو نگاه كنم. به هر حال نظر كليام اينه كه همه كارهاي اينها بايد زير ذرهبين باشه، تا نتوانند بهسادگي از هر موردي سوءاستفاده كنند.
دوستم: ولی من که اصلا حاضر نیستم، حتی به عنوان کار داوطلبانه سازمان ملل بشینم و این برنامه ها رو نگاه کنم.
...
مدتي پيش، اين بحث را با يكي از دوستان داشتم. خيلي ها چنيناند و برنامه هاي تلويزيون را به كلي تحريم كرده اند. عده اي مثل من هستند كه كاملا تحريم نكرده و مي خواهند با نگاه به رسانه ضد ملي بتوانند از لابلاي اخباری که پخش می شود چيزهايي را استنباط بكنند. مثلا همين چند شب قبل بعد از تظاهرات خودجوش سانديسي-دولتي، ضرغامي در مصاحبه بيست و سي آمده بود و همان انتقاداتي را كه بايد از خود او كرد، با عصبانيت داشت از شبكه هاي بين المللي نظير سي ان ان و الجزيره و ... بیان ميكرد كه چرا اخبار تظاهرات ميليوني ما را پوشش نداديد و آنها را متهم ميکرد به عدم رعايت اخلاق حرفهاي و ...! با اينكه كسي هم نبود به او بگويد شما كه ميگوييد اين رسانه هاي بين المللي بنگاههای دروغپراكني هستند و در دنيا هيچ شبكهاي جز پرستيوي و العالم طرفدار ندارد(!)، چرا حالا عصباني هستيد كه گفتهاند در تظاهرات خودجوش شما كيك و سانديس توزيع ميشده و دختران كرايهاي شعار "مرگ بر ضد ولايت فقيه" سر ميدادهاند؟! به هر حال اولين بار بود كه موقع ديدن بيستوسي خوشحال شدم و ميخنديدم.
جاي ديگري بحثي شد در مورد اينكه بايد برنامه هاي صدا و سيما تحريم شوند. يكي گفت واللا من و همسرم تحريم كردهايم ولي بچهمان هر شب بايد قصه خالهشادونه را از شبكه دو ببيند! و ما هم در برابر او تسليم میشويم.
و اما در مورد خالهشادونه:
هر شب پس از اخبار عمر و عاصي بيستوسي، خانمی جوان ميآيد و براي بچهها قصه تعريف مي كند و من هم زود كانال را عوض ميكنم. ولي ديشب كه در بخش خبري مذكور دوباره عطريانفر را آوردند تا از روي كاغذ در كنفرانس مطبوعاتي به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهد و به نظر میرسيد، اين به يكي از تاكتيكهايشان در مورد واكنش به خواسته هاي جنبش سبز تبديل شده كه، از زبان آدم بيچارهاي مثل عطريانفر پاسخ دهند تا مثلا مردم هم باور كنند و بگويند بله اينكه از خودشان بوده و حالا توبه كرده! پس از اعلام غیرمستقیم مواضع حكومت در مورد راه حلهاي ميرحسين از دهان عطريانفر كه به نوعي به عروسك خيمهشببازي تبديل شده، برنامه قصهگويي خاله شادونه شروع شد. اين بار با خود گفتم امكان ندارد اينها فقط به فكر قصهگويي به بچهها باشند و حتما در راستاي مغزشويي بچهها هم بايد كارهايي بكنند. ادا و اطوارهاي خالهشادونه را تا آخر قصه تحمل كردم؛ ولي باور كنيد قصه ديشب را در كيهان نوشتهاند:
خالهشادونه ماجراي بچه خرسي بهانهگير به اسم پشمك را تعريف كرد كه روزي هوس خوردن عسل كرد و چون در خانه عسل نبود، مادرش انواع و اقسام غذاها و ميوهها را تهيه كرد، ولي پشمك فقط و فقط عسل ميخواست. مادرش گفت قراره پدرت وقتي از جنگل برگشت، عسل بياورد، ولي پشمك تحمل نميكرد و الا و بلا عسل ميخواست. قهر كرده و كل روز را گرسنه ماند و در نهایت رفت خوابيد. وقتي فردايش از خواب بيدار شد ديد سر ميز صبحانه عسل گذاشتهاند و با خوشحالی رفت عسل خورد. و هر روز صبحانه و ناهار و شام عسل ميخورد تا اينكه خوردن عسل برايش تکراری شد و دوباره شروع كرد به بهانهگيري و نقزدن كه نميشود عسل شيرينتري بدهيد و ...
خلاصه، گويا مي خواستند به بچهها بگويند كه ميرحسين و كروبي و اصلاحطلبان هم مثل پشمك خيلي پرتوقعتر از اين حرفها هستند و مقصودشان از اين اعتراضات، انقلاب و براندازي و مقابله با اسلام و دین و خداست؛ و انتخابات و غيره بهانه!!!
مقصود من هم از اين حرفها اين است كه خطاب به دوستان تحريمکننده تلويزيون بگويم اگر خودتان هم بعضي برنامههاي صدا و سيما را نگاه ميكنيد اجازه تماشا را به بچهها ندهيد. برايشان سيديهاي "تام و جري" و "اوگي" و ... را تهيه كنيد ؛ که بسي بهتر و اخلاقيتر از چرنديات خالهشادونه و عمو پورنگ و ... هستند.
مطلب مرتبط: بیشتر از تمکین
Recent Comments